حرفه پزشکى ، از آن رو که با جان ، ناموس و اسرار زندگى مردم سر و کار دارد، علاوه بر مقررات اسلامى ، در همه حرفه ها داراى آداب و احکام ویژه اى است که رعایت آن براى پزشک مسلمان ، لازم و ضرورى است . در این جا اشاره اى کوتاه به مهم ترین آداب آن خواهیم کرد.

1 – احساس مسئولیت
احساس مسئولیت ، از مهم ترین و اصلى ترین آداب پزشکى است ؛ زیرا این احساس است که پزشک را به رعایت وظایف اخلاقى ، قانونى و شرعى خود در مورد درمان بیمار، وادار مى سازد.
امام صادق (علیه السلام )، سخنى سخت تکان دهنده درباره مسئولیت پزشک حضرت مسیح (علیه السلام ) نقل فرموده است :
مسیح (علیه السلام ) مى گفت : ان التارک شفاء المجروح من جرحه شریک لجارحه لا محالة …؛
آن که درمان کردن زخم زخمدیده اى را واگذارد، ناگزیر، شریک کسى است که زخم را بر بدن وى نشانده است .
این سخن ، متکى بر منطق روشنى است که نه تنها پیروان اسلام و مسیحیت ، بلکه هیچ پزشک با وجدانى نمى تواند آن را انکار کند. از این رو، شایسته است همه پزشکان ، آن را قاب کنند و در مطب خویش ‍ بیاویزند.
بر اساس این منطق ، کوتاهى پزشک در درمان بیمار، به معناى سهیم بودن او در بیمارى و گاه ، هلاکت بیمار است . لذا پزشک ، مسئول است با همه توان براى درمان بیمار، تلاش کند و با هیچ بهانه اى نمى تواند از زیر بار مسئولیت ، شانه خالى نماید.
بر همین اساس ، معتقدیم یکى از وظایف مهم دانشگاههاى علوم پزشکى ، برنامه ریزى براى پرورش حس مسئولیت شناسى در دانش پژوهان این دانش است .

2 – تقواى پزشکى
تقوا در هر حرفه اى به معناى رعایت قوانین الهى در انجام دادن آن است . بنابراین ، تقواى پزشکى ، شامل همه آداب و احکام اسلامى در مورد این حرفه است ؛ لیکن در تقواى پزشکى ، دو نکته اهمیت فوق العاده اى برخوردار است : یکى خیرخواهى براى بیمار، و دیگرى تلاش براى درمان او. از این رو، امام على (علیه السلام )، پس از توصیه پزشکان به تقوا، بلافاصله به این دو مصداق بارز تقواى پزشکى اشاره مى فرماید:
من تطبب فلیتق الله ولینصح ولیجتهد.(64)
هر کس طبابت پیشه کند، باید که از خدا پروا بدارد و خیرخواهى و جدیت به خرج دهد.
((نصح )) که در این سخن بدان اشاره شد، به معناى خیر خواهى و ((اجتهاد))، به معناى به کارگیرى همه توان است . بنابراین ، تقواى پزشکى بدین معناست که پزشک براى حسن انجام وظیفه ، اولا باید سود بیمار را در نظر بگیرد نه سود خود را. ثانیا باید از همه توان فکرى و عملى خود براى درمان وى استفاده کند و پزشک با تقوا، کسى است که در صرف وقت براى تشخیص بیمارى ، در تجویز دارو، در چگونگى درمان و طول آن ، به چیزى جز سود بیمار نیندیشد.

3 – پاک دامنى
یکى از مصادیق مهم تقواى پزشکى ، عفت جنسى و پاک دامنى است . پزشک با تقوا، به خود اجازه نمى دهد از بیمار، سوء استفاده جنسى کند و حتى در نگاه کردن براى معاینه ، حدود اسلامى را رعایت مى نماید، بدین معنا که اگر از طریقى بجز نگاه کردن به مواضعى که نگاه کردن به آن در اسلام ممنوع است ، بتواند بیمارى را تشخیص دهد، مبادرت به نگاه نامشروع نمى ورزد و در صورت نیاز به این کار نیز، به اندازه ضرورت ، اکتفا مى کند.

4 – اهتمام به تشخیص بیمارى
یکى از نکات آداب پزشکى که در احادیث اسلامى بر آن تاکید شده ، اهمیت دادن به تشخیص بیمارى است . پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) به یکى پزشکان معاصر خود، چنین توصیه مى فرماید:
لا تداو اءحدا حتى تعرف داءه .(65)
هیچ کس را درمان مکن ، مگر آن گاه که بیمارى او را بشناسى .
مکرر شنیده مى شود که به دلیل تشخیص نادرست طبیب و داروى نامناسب ، بیمارى تشدید شده و گاه بیمار، هلاک شده است . رعایت این ادب ، اقتضا مى کند که پزشک ، همه توان خود را براى تشخیص بیمارى به کار گیرد و پیش از تشخیص آن ، اقدام به تجویز دارو نکند و اگر فرصت لازم براى تشخیص ندارد یا خسته است و یا به هر دلیل دیگر، آمادگى لازم را براى اظهار نظر ندارد، معاینه بیمار و دادن دارو، به طور جدى خوددارى کند.

5 – تلاش براى شناخت داروهاى طبیعى
احادیث باب سوم از فصل اول تاءکید دارند که همه بیمارى ها به استثناى مرگ ، در نظام آفرینش ، دارو دارند و قابل درمان اند. برخى تصریح مى کنند که خداوند براى همه بیمارى ها دارو نازل کرده است .
ظاهر این دو تعبیر این است که داروى همه بیمارى ها در طبیعت وجود دارد. بى تردید، داروهاى طبیعى ، زیان کمتر و سود بیشترى براى درمان دارند. با عنایت به این واقعیت است که گیاه درمانى ، به تدریج در کشورهاى پیشرفته رایج مى گردد.
بنابراین ، یکى از مسئولیت هاى مراکز علمى پزشکى ، تلاش براى کشف داروهاى طبیعى و آشنا کردن جامعه پزشکى با این داروهاست .

6 – رعایت ضرورت در تجویز دارو
در روایات فراوانى اهل بیت (علیهم السلام )(66) تاءکید شده است که تا آن جا که بدن ، قدرت تحمل بیمارى را دارد، بیمار نباید به پزشک مراجعه کند؛ زیرا مصرف دارو بدون ضرورت براى سلامت انسان ، زیانبار است .
امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
امش بدائک ما مشى بک .
با درد خویش تا آن هنگام که با تو مدارا مى کند، مدارا کن .
و از امام کاظم (علیه السلام ) روایت شده است :
ادفعوا معالجة الاطباء ما اندفع الداء عنکم ؛ فانه بمنزلة البناء قلیله یجر الى کثیره .
تا زمانى که بیمارى به جد با شما درگیر نشده است ، درگیر معالجه طبیبان نشوید، که درمان ، به مانند ساختمان است که مقدار کمى از آن ، شخص را به مقدار فراوانش مى کشاند.
طبق دلالت التزامى این احادیث ، بر فرض ، اگر بیمارى این رهنمودها را نادیده گرفت و به پزشک مراجعه کرد، پزشک متعهد و با تقوا، کسى است که پس از معاینه ، اگر تشخیص داد بیمارى او جزئى است و نیازى به دارو ندارد، اقدام به نوشتن نسخه و تجویز دارو نمى کند، و اگر تشخیص داد که مصرف دارو ضرورت دارد، بیش از انده لازم ، دارو تجویز نمى نماید تا کیسه تولید کنندگان دارو را پر کند.

7 – حفظ اسرار بیمار
یکى از آداب مهم پزشکى ، رازدارى است . برخى از بیمارى ها، راز بیمار محسوب مى شوند و او مایل نیست دیگران از آن مطلع شوند. روایات اسلامى ، از یک سو به بیمار توصیه مى کنند که بیمارى پنهان خود را از پزشک ، کتمان نکند، چنان که امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
من کتم مکنون دائه عجز طبیبه عن شفائه .
هر کس درد نهفته خویش را پنهان بدارد، طبیبش از درمان وى ناتوان مى ماند.
و از سوى دیگر، به پزشک تاکید مى کنند که امانتدار باشد و با افشاى راز بیمار، به او خیانت ننماید. در حدیث نبوى آمده است :
المجالس بالامانة وافشاؤ ک سر اءخیک خیانة فاجتنب ذلک .(70)
نشستن ها به امانت است و افشاى راز برادرت نیز خیانت . پس از این کار، بپرهیز.

8 – ایجاد امیدوارى در دل بیمار
یاءس و نومیدى ، موجب تشدید بیمارى است و بیش از بیمارى براى بیمار، رنج آور است . به گفته امام على (علیه السلام ):
اعظم البلاء انقطاع الرجاء.
سخت ترین بلا، گسستن امید است .
بلکه گاه نومیدى ، سبب مرگ بیمار مى گردد، چنان که امام على (علیه السلام ) مى فرماید:
قتل القنوط صاحبه .
نومیدى ، آن کس را که دامنگیرش بشود، مى کشد.
به عکس ، امید به درمان ، از رنج بیمارى مى کاهد و به بیمار، قدرت غلبه بر بیمارى مى دهد و درمان را تسریع مى نماید. از این رو، یکى از وظایف مهم پزشکى ، بویژه در مورد بیمارى هاى خطرناک ، تقویت روحیه بیمار و ایجاد امید در اوست .
گفتنى است که بهترین راه امیدوار کردن بیمار، تقویت حس مذهبى ، توکل به خدا و اعتقاد به این حقیقت است که طبیب واقعى اوست و درمان هیچ دردى براى خداوند متعال ، دشوار نیست و چه بسا دردهاى بى درمان که با دعا شفا یافته و به هر حال ، خداوند متعال ، چیزى جز خیر و صلاح و سود انسان را نمى خواهد.

9 – جلوگیرى طبابت افراد غیر متخصص
از نظر اسلام ، طبابت افراد غیر متخصص ، ممنوع و نظام اسلامى موظف است از کار آنان جلوگیرى کند و در صورت سرپیچى ، آنان را مانند روحانى نمایان فاسق ، زندانى کند. امام على (علیه السلام )، در این باره مى فرماید:
یجب على الامام اءن یحبس الفساق من العلماء والجهال من الاءطباء.
بر امام ، لازم است عالمان تبهکار و پزشکان ناآگاه را به زندان درافکند.
مقدم داشتن ضرورت زندگى کردن علماى فاسق بر پزشکان جاهل ، از آن جهت است که خطر طبیب نمایان روحانى براى جامعه اسلامى بیش از طبیب نمایان جسمانى است .
بارى ، پزشک غیر متخصص ، در صورتى که اقدام به طبابت کرد و موجب زیان بیمار گردید، علاوه بر این که مرتکب گناه شده ، براساس قانون ((ضمان )): ضامن است ، چنان که از پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت شده :
من تطبب ولم یعلم منه طب قبل ذلک ، فهو ضامن .
هر کس بدون سابقه (و تخصص لازم ) به کار طبابت دست یازد، ضامن است .
همچنین ، طبیب متخصص ، اگر در انجام دادن وظیفه خود، کوتاهى کند و این کوتاهى به فساد بینجامد، ضامن خواهد بود.

2/1 – احساس مسئولیت
31 – امام صادق (علیه السلام ):
مسیح (علیه السلام ) مى فرمود: ((آن که درمان کردن زخم زخمدیده اى را واگذارد، ناگزیر، شریک کسى است که زخم را بر بدن وى نشانده است ؛ چه ، آن که زخم رسانده ، تباهى مجروح را خواسته است و آن که درمان وى را واگذارد، بهبود او را نخواسته است . پس اگر که بهبود وى را نخواسته ، ناگزیر، تباهى او را خواسته است ))

2/2 – تقواى پزشکى
32 – امام على (علیه السلام ):
هر کس طبابت پیشه کند، باید از خدا پروا بدارد و خیر خواهى و جدیت به خرج دهد.
2/3 – اهتمام به شناخت بیمارى

33 – پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
– خطاب به شمردل طبیب -: هیچ کس را درمان مکن ، مگر آن گاه که بیمارى او را بشناسى .

34 – امام سجاد (علیه السلام ):
کسى که بیمارى اش تشخیص داده نشود، دارویش او را تباه مى سازد.
2/4 – حرام بودن طبابت توسط ناآگاهان

35 – امام على (علیه السلام ):
بر امام (علیه السلام )، لازم است عالمان تبهکار و پزشکان ناآگاه را به زندان درافکند.
2/5 – مسئول بودن پزشک در صورت به بار آوردن خسارت

36 – پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
هر کس (بدون تخصص لازم ) به کار طبابت دست یازد، (شرعا) ضامن است .
37 – پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
هر کس در حالى که به طبابت شناخته شده نیست ، عهده دار آن گردد و موجب فوت کسى یا صدمه اى کمتر از آن شود، ضامن است .

38 – امام باقر (علیه السلام ):
على (علیه السلام )، ختنه گرى را که سر آلت پسرکى را بریده بود، ضامن دانست .

39 – دعائم الاسلام :
(امام على (علیه السلام )) زنى ختنه گر را که دخترى را ختنه کرده و او در نتیجه آن ، خونریزى کرده و مرده بود، ضامن دانست و به او فرمود: ((واى بر تو! چرا هیچ اندکى از آن (عضو) باقى نگذاردى ؟)).
سپس به ضامن بودن او نسبت به دیه حکم کرد و این دیه را بر عاقله ختنه کننده دانست .

40 – امام صادق (علیه السلام ):
هر کارگر (و صاحب حرفه اى ) که به وى براى این که کارى را درست کند، مزدى دهید، اما آن را خراب کند، ضامن است .
2/6 – مسئول نبودن پزشک در صورت برخوردارى از مهارت و گرفتن برائت

41 – المصنف :
– به نقل از ضحاک بن مزاحم -: على (علیه السلام ) براى مردم سخن گفت و در سخنان خویش فرمود: ((اى جماعت پزشکان ، دام پزشکان و کسانى که به کار پزشکى دست مى یازید! هر کدام از شما که انسانى یا حیوانى را معالجه مى کند، باید براى خویش برائت بگیرد؛ چرا که هر کس در حالى که براى خویش برائت نگرفته ، به معالجه چیزى بپردازد و آن چیز هلاک شود، ضامن خواهد بود)).

42 – امام على (علیه السلام ):
هر کس به کار طبابت انسان یا حیوان دست مى یازد، باید از ولى آن (انسان یا حیوان ) براى خویش ، کسب برائت کند، وگرنه ضامن آن است

43 – امام باقر یا امام صادق (علیه السلام ):
قابله ، امین دانسته شود.

2/7 – جایز بودن درمان به شرط شناخت بیمارى ، با وجود احتمال مرگ
44 – الکافى :
– به نقل از اسماعیل بن حسن که پیشه طبابت داشت -: به امام صادق (علیه السلام ) گفتم : من مردى از عرب هستم و به طبابت ، آگاهى اى دارم . طب من طبى عربى است و بر این کار خویش ، مزدى نمى گیرم .
فرمود: ((اشکالى ندارد)).
گفتم : ما دمل ها و غده ها را نیشتر مى زنیم و با آتش ، داغ مى نهیم .
فرمود: ((اشکالى ندارد)).
گفتم : و این زهرهاى اسمحیقون و غاریقون را به مردم مى خورانیم .
فرمود: ((اشکالى ندارد)).
گفتم : شاید شخص بمیرد.
فرمود: ((هر چند که بمیرد)).

45 – الکافى :
– به نقل از یونس بن یعقوب -: به امام صادق (علیه السلام ) گفتم : کسى دارویى مى نوشد یا رگ مى زند. شاید که بدین کار، سود برد و شاید هم این کار، او را بکشد. (حکم چیست ؟)
فرمود: ((بزند و بنوشد)).

46 – طب الائمة (علیهم السلام ):
– به نقل از یونس بن یعقوب -: از امام صادق (علیه السلام ) در این باره پرسیدم که کسى دارویى مى نوشد. شاید این دارو او را بکشد و شاید هم از آن به سلامت ماند، ولى بیشتر سالم مى ماند. (حکم چیست )؟
امام (علیه السلام ) فرمود: ((خداوند، درد را فرو فرستاده و شفا را هم فرو فرستاده است . خداوند، هیچ دردى را نیافریده ، مگر این که برایش درمانى نیز قرار داده است . آن را بنوش و نام خداى تعالى را بر زبان آور)).

47 – الکافى :
– به نقل از حمدان بن اسحاق -: پسرى داشتم که به سنگ مثانه (حصاة ) مبتلا مى شد. به من گفته شد: او را درمانى نیست ، مگر این که وى را نیشتر زنى . او را نیشتر زدم و مرد. شیعیان گفتند: در خون پسرت شریک شده اى !
من (در این باره ) به ابوالحسن عسکرى (علیه السلام ) نامه نوشتم و ایشان ، در پاسخ ، چنین توقیع فرمود: ((اى احمد! در آنچه کرده اى ، بر تو چیزى نیست . تو درصدد درمانش بوده اى و اجل وى نیز در آنچه تو کرده اى ، بوده است ))

2/8 – انتخاب همجنس براى معاینه و معالجه
48 – الفضائل :
– به نقل از عمار بن یاسر و زید بن ارقم در ماجراى دوشیزه اى که پدرش او را به بد کارگى متهم کرده بود -: امیر مؤ منان ، از آن دختر پرسید: ((اى دختر! درباره آنچه پدرت گفته است ، چه مى گویى ؟)).
گفت : سرورم ! این که گفته من دوشیزه ام ، راست گفته است ؛ اما این که گفته آبستنم ، سرورم به حق تو سوگند، من هیچ خیانتى از خود، سراغ ندارم .
پس امام (علیه السلام ) بر منبر رفت و فرمود: ((ماماى کوفه را بیاورید!)). پس زنى به نام (( لبنه )) که ماماى زنان کوفه بود، به حضور آمد. امام (علیه السلام ) به او فرمود: ((میان خود و مردم ، پرده اى بیاویز و بنگر که آیا این دختر، دوشیزه است یا آبستن )).
قابله ، آنچه را امام (علیه السلام ) فرموده بود، به انجام رساند. سپس (از پرده ) بیرون آمد و گفت : آرى ، سرورم ! او هم دوشیزه و هم آبستن است .
فرمود: ((اى قابله ! این یخ را بگیر و آن دختر را بیرون مسجد ببر و او را در تشتى بنشان و این قطعه یخ را در جلو شرمگاه (او) بگذار. زالویى خواهى دید که 25 درهم و دو دانگ وزن دارد (و از او بیرون مى آید((-).
آن زن مى گوید: من (این کار را کردم و) آن زالو را همان گونه که او فرموده بود یافتم .

2/9 – جایز بودن معالجه توسط جنس مخالف در هنگام ضرورت
49 – الاصابه :
– به نقل از قیس بن ربیع -: شمردل در برابر پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) زانو زد و گفت : اى پیامبر خدا، پدر و مادرم به فدایت ! من در روزگار جاهلیت ، کاهن خاندان خود بودم و طبابت مى کردم . آیا اکنون برایم حلال نیست ، چرا که گاه زن جوان بیمارى به من مراجعه مى کند؟
فرمود: ((تنها در رگ زدن و داغ نهادن بر زخم ، اگر که ناچار شدى )).

50 – امام على (علیه السلام ):
– درباره زنى که فرزندش در شکمش مى میرد و آن گاه ، بیم جان خود او مى رود -: اشکال ندارد که مردى دست خویش را به درون (رحم ) ببرد و بچه را قطعه قطعه کند، البته اگر زنان را یاراى این کار نباشد.

51 – دعائم الاسلام :
از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که از او در این باره پرسیدند که : اگر زنى به بیمارى اى جسمى مبتلا شود، آیا درست است که مردى او را درمان کند؟ فرمود: ((اگر چاره اى جز این نباشد، اشکالى ندارد)).

52 – الکافى :
– به نقل از ابو حمزه ثمالى -: از امام باقر (علیه السلام ) پرسیدم : زن مسلمانى در جایى از بدنش که نگاه کردن به آن جایز نیست ، عارضه اى ، شکستگى یا زخمى ، رخ مى دهد و در این حال ، مردان نیز در درمان وى از زنان توانمندترند. آیا براى مرد (در چنین حالتى ) جایز است به او بنگرد؟
فرمود: ((اگر زن ، ناچار شود و خودش نیز بخواهد، (جایز است ) مرد او را درمان کند)).
2/10 – عدم جو معالجه توسط جنس مخالف در حالت عدم اضطرار
53 – مسائل على بن جعفر (علیه السلام ):
از (برادرم ) امام کاظم (علیه السلام ) درباره زنى پرسیدم که در ران یا شکم یا بازویش زخمى وجود دارد، آیا براى مرد، درست است در کار درمان این زخم ، بدان بنگرد؟
فرمود: ((نه )).

54 – قرب الاسناد:
– به نقل از على بن جعفر از (برادرش ) امام کاظم (علیه السلام ) -: از او در این باره پرسیدم که آیا زن ، حق دارد براى حجامت ، نزد مرد برود؟
فرمود: (( نه ))

2/11 – درمان با آنچه حرام است
قرآن
انما حرم علیکم المیتة والدم ولحم الخنزیر وما اءهل به ى لغیر الله فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه ان الله غفور رحیم ؛(109)
مردار، خون و آنچه به نام غیر خدا ذبح شده ، بر شما حرام است . پس آن که بدون سرکشى و تجاوز، ناچار شود، بر او گناهى نیست . خداوند بخشایشگر مهربان است .
وما لکم اءلا تاءکلوا مما ذکر اسم الله علیه وقد فصل لکم ما حرم علیکم الا ما اضطررتم ؛(110)
چرا از آنچه بر آن ، نام خدا بر زبان آورده شده نمى خورید، در حالى که آنچه را بر شما حرام کرده – بجز آنچه بدان ناچار مى شوید – برایتان به تفصیل ، بیان داشته است .
ر. ک : مائده ، آیه 3، انعام ، آیه 145؛ نحل ، آیه 115.

55 – پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ):
هر کس به حرام درمان جوید، خداوند در آن شفایى قرار نمى دهد.
56 – امام صادق (علیه السلام ):
پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) از مداوا کردن با داروى ناپاک ، نهى فرمود.
57 – مسند اءبى یعلى :
– به نقل از ام سلمه -: یکى از دخترانم بیمار شد و من برایش (شرابى ) در کوزه اى ریختم . در حالى که آن دارو مى جوشید، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) وارد شد و پرسید: ((این چیست ؟)).
گفتم : دخترم بیمار شده و برایش این دارو را گذاشته ام .
فرمود: ((خداوند (عزوجل )، شفایتان را در چیز حرام قرار نداده است ))
58 – صحیح مسلم :
– به نقل از وائل حضرمى -: طارق بن سوید جعفى از پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) درباره شراب پرسید. پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )، او را از این کار نهى کرد، یا ساختن آن را ناخوشایند داشت . وى گفت : من آن را تنها به عنوان دارو مى سازم .
فرمود: ((این ، دارو نیست ؛ خود، بیمارى است )).
59 – امام صادق (علیه السلام ):
در هیچ حرامى ، شفایى نیست .
60 – امام صادق (علیه السلام ):
خداوند، در هیچ چیز از آنچه حرام کرده ، نه شفایى قرار داده است و نه دوایى .
61 – الکافى :
از قائد بن طلحه روایت شده است که از امام صادق (علیه السلام ) در این باره پرسیده که : آیا شراب خرما را در دارو قرار دهند؟
فرمود: ((نه . براى هیچ کس روا نیست به حرام ، درمان بجوید))

62 – امام صادق (علیه السلام ):
– در پاسخ به کسى که درباره دارویى آمیخته شده به شراب پرسیده بود -: نه . به خداوند سوگند، دوست ندارم بدان بنگرم ؛ چه رسد که با آن ، درمان کنم . آن ، به منزله پیه خوک یا گوشت خوک است . البته مردمى با آن ، دارو و درمان مى کنند

63 – مسائل على بن جعفر (علیه السلام ):
از (برادرم ) امام کاظم (علیه السلام ) درباره درمان پرسیدم که آیا با شراب خرما، درست است ؟
فرمود: ((نه ))

64 – تفسیر العیاشى :
از سیف بن عمیره ، از پیرى شیعیان ، از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که راوى گفته است : نزد امام صادق (علیه السلام ) بودیم که پیرمردى پرسید: دردى دارم و براى درمان آن ، شراب خرما مى نوشم . پیر، آن گاه ، این شراب را براى ایشان ، توصیف کرد.
امام به او فرمود: ((چه چیزى تو را از (نوشیدن ) آبى که خداوند از آن هر چیز زنده اى را آفریده است ، باز مى دارد؟)).
گفت : با مزاجم سازگار نمى افتد.
امام (علیه السلام ) پرسید: ((چه چیز تو را از (خوردن ) عسل ، باز مى دارد، در حالى که خداوند فرموده است : (فیه شفاء للناس در آن براى مردم ، شفایى هست )؟)).
گفت : آن را نمى یابم .
فرمود: ((پس چه چیز تو را از شیرى که گوشتت از آن روییده و استخوانت از آن استوارى یافته است ، باز مى دارد؟)).
گفت : با مزاحم سازگار نمى افتد.
امام صادق (علیه السلام )، در این هنگام به وى فرمود: ((آیا مى خواهى که تو را به شراب نوشیدن ، امر کنم ؟! نه . به خداوند سوگند، تو را به این کار، امر نمى کنم )).

منبع : دانشنامه احادیث پزشکی- تالیف : محمد مهدی ری شهری/ parsiteb.com